مقالات

افسانه مادر فداکار؛ باورهای اشتباه درباره خودمراقبتی

افسانه مادر فداکار

باورهای اشتباه درباره خودمراقبتی

احتمالا بارها پیش آمده که بعد از پایان کارهای خانه و بچه‌ها، خواسته‌ای اندکی برای خودت وقت بگذاری، به کارهای موردعلاقه‌ات بپردازی یا یواشکی یک تکه شکلات نوش‌جان کنی اما به جای اینکه بعد از این استراحت، احساس آرامش و راحتی کنی دچار عذاب وجدان و احساس گناه شده‌ای.
>این احساس در بسیاری از مادران و زنان تجربه می‌شود؛ زمانی که بالاخره بعد از کوهی از کارها و مسئولیت‌ها می‌خواهند اندکی به خود رسیدگی کنند یا به کاری غیر از خانه و فرزندان خود برسند، اما یک صدای درونی به طور مداوم در ذهن‌شان پخش می‌شود که: “چرا با بچه‌ات بازی نمی‌کنی؟”، “چرا غذای بهتری نپختی؟”، “چرا زیر فرشا رو جارو نکشیدی؟”، “چرا جورابای همسرت رو رفو نکردی؟” و انواع و اقسام افکاری که جز خراب کردن آن لحظات و دادن حس گناه هیچ فایده‌ی دیگری ندارند.

تمام این افکار و احساسات از باورهایی نشات می‌گیرند که سالهاست در ذهن ما نهادینه شده‌اند به همین دلیل در این مقاله می‌خواهیم به برخی از باورهای اشتباه درباره خودمراقبتی بپردازیم و سپس آنها را تغییر دهیم.

خودمراقبتی چه چیزی هست و چه چیزی نیست؟

خودمراقبتی همانطور که از اسمش پیداست به معنی مراقبت از خود است و اگر بخواهیم کامل‌تر تعریفش کنیم یعنی توجه و مراقبت آگاهانه از نیازهای جسمی و روانی خود. برخلاف باور عموم، خودمراقبتی یک کار لوکس و پرهزینه نیست و تنها به رسیدگی به بدن و جسم محدود نمی‌شود.

خودمراقبتی می‌تواند انجام مدیتیشن، مطالعه‌ی یک کتاب آموزنده، تماشای فیلم‌های حال‌خوب‌کن، گوش دادن به موسیقی آرامش‌بخش، یا حتی به سادگی نوشیدن مقدار آب کافی باشد.

از طرفی، خودمراقبتی با خودخواهی متفاوت است. خودخواهی یعنی تو تنها به خودت توجه داشته باشی، از انجام مسئولیت‌هایت شانه خالی کنی و دیگران برایت هیچ اهمیت و ارزشی نداشته باشند؛ در حالی که خودمراقبتی یعنی در کنار مراقبت از دیگران، تو به نیازهای خودت هم توجه کنی، مراقب باشی زیر بار مسئولیت‌ها کم نیاوری و پیش از فرسودگی به دنبال چاره باشی و خودت را هم در اولویت قرار دهی.

باورهای اشتباه درباره خودمراقبتی

به پاس وجود شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از مادران و زنان از مفهوم خودمراقبتی آگاه شده و به اهمیت آن پی برده‌اند اما به خاطر باورهای اشتباهی که عموما از فرهنگ و باور پیشینیان نشات گرفته است، به انجام خودمراقبتی رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

در ادامه می‌خواهیم برخی از این باورها را بررسی کنیم:

* مادر خوب اول باید به دیگران رسیدگی کند:

براساس این باور، یک مادر خوب باید همواره بقیه را در اولویت قرار دهد و در نهایت اگر فرصتی بود به خودش هم رسیدگی کند.

* خودمراقبتی یعنی خرج کردن پول زیاد یا اختصاص زمان زیاد:

برخی این تصویر را در ذهن دارند که خودمراقبتی یک کار لوکس و پرهزینه است و باید زمان زیادی به آن اختصاص داده شود وگرنه از کیفیت کافی برخوردار نخواهد بود.

* استراحت کردن نوعی تنبلی است:

افرادی با این باور، معتقدند بیکار شدن و استراحت کردن حتی برای چند لحظه به معنی اتلاف وقت و کاهش بازدهی است و حتی ممکن است به خود برچسب تنبلی هم بزنند.

* مادر شدن یعنی ازخودگذشتگی و خودفراموشی:

طرفداران این باور معتقدند مادری که بیشتر از خودگذشتگی کند مادر بهتری است چرا که یک مادر خوب باید مثل یک شمع بسوزد و آب شود و دم بر نیاورد!

این باورها از کجا نشات گرفته‌اند؟

احتمالا تو هم مثل خیلی از زنان و مادران از کودکی این تصویر را در ذهن داری که مادر خوب کسی است که همیشه در حال بخشیدن، تحمل کردن و نادیده‌ گرفتن خودش باشد، مادری که حتی با وجود خستگی زیاد، چیزی درخواست نمی‌کند، و همیشه دیگران را مقدم بر خودش می‌داند. این تصویر عمدتا از مادران اطرافت و سایر زنان زندگی‌ات نشات گرفته است. یک لحظه مکث کن و این تصویر را مرور کن.
>با وجود این تصویر در ذهن، اگر بخواهی اندکی خودت را در اولویت قرار دهی و به خود و نیازهایت توجه کنی بی‌درنگ درگیر احساس گناه و عذاب وجدان خواهی شد و گمان می‌کنی مادر بدی هستی چون این تصویر با تصویری که از یک مادر خوب در ذهن داری بسیار متفاوت و مغایر است. البته که با مادر شدن، باید نیازها و رسیدگی به فرزندت را در اولویت قرار دهی اما اگر این اقدام منجر به حذف کامل خودت شود، دردسرساز خواهد بود و به مرور تو را دچار پوچی و فرسودگی خواهد کرد.
بسیاری از مادران نیز هستند که فکر می‌کنند اگر زمانی را به خودشان اختصاص دهند از زمان بودن با فرزندشان دزدیده‌اند و در فرزندپروری کم گذاشته‌اند؛ گویی باید بیست‌وچهار ساعته در خدمت و کنار فرزندشان باشند.

حال آنکه باید بدانیم در فرزندپروری، گاهی لازم است کودک با خودش بازی کند و اشکالی هم ندارد که حتی گاهی حوصله‌اش سر برود. البته که بهتر است خودمراقبتی به زمانی موکول شود که فرزند یا در خواب بوده یا در کنار والد و شخص دیگری باشد و مادر بتواند با خیال راحت به خودمراقبتی بپردازد.
ریشه دیگر این باورها به نگاه و قضاوت اطرافیان بازمی‌گردد. بعضی از مادرها می‌ترسند که اگر برای خودشان وقت بگذارند، از طرف بقیه مخصوصا همسر یا خانواده‌ها مورد قضاوت قرار بگیرند و برچسب بخورند که:

“فقط به فکر خودتی”، “الان باید فقط به بچه‌ات برسی”، “این قرتی بازیا چیه”، و … .

حال آنکه باید بدانیم وقتی یک مادر به طور مداوم نیازهای خودش را نادیده می‌گیرد، متاسفانه بدن و روان او کم‌کم دچار فرسودگی می‌شوند و فرسودگی با خستگی معمولی متفاوت است؛ چرا که ممکن است خودش را به شکل بی‌حوصلگی مداوم، تحریک‌پذیری بالا، عدم لذت بردن، احساس بی‌کفایتی و فاصله‌گیری عاطفی و حتی در موارد حادتر به شکل افسردگی نشان دهد.

پس فراموش نکن: مادری که برای خودش وقت نمی‌گذارد الزاما مادر بهتری نمی‌شود؛ فقط در درازمدت به مادری خسته‌تر، کلافه‌تر و کم‌ظرفیت‌تر تبدیل خواهد شد.

چگونه این باورها را تغییر دهیم؟

یکی از مهم‌ترین اقدامات در راستای تغییر این باورها، اول نوشتن آنها، سپس جایگزین کردن آنها با یک باور جدید و کارآمد و درنهایت تکرار روزانه آنهاست.
>مثلا باور “مادر خوب اول به همه می‌رسد” را با باور “مادر خوب به خودش هم می‌رسد تا بتواند نقش مادری را هم بهتر ایفا کند” و باور “استراحت یعنی تنبلی” را با باور “استراحت بخشی از عملکرد سالم بدن است” جایگزین کن.
راهکار بعدی این است که بدانی برای خودمراقبتی قرار نیست انقلابی بزرگ ایجاد کنی و خودمراقبتی لزوما یک کار لوکس، پرهزینه و زمان‌بر نیست.

تو می‌توانی در طول روز تنها ده دقیقه به انجام خودمراقبتی بپردازی و این کار ممکن است به سادگی و ارزانی مطالعه‌ی کتاب، تماشای فیلم، انجام چند حرکت ورزشی، یا چند دقیقه پیاده‌روی در خانه باشد. نکته‌ی بعدی این است که شکل و نوع خودمراقبتی برای هر فردی متفاوت است و ممکن است برای یکی، خلوت کردن و سکوت خودمراقبتی تعبیر باشد، برای یکی گفتگو و معاشرت با دوستان، و برای دیگری ورزش و حرکات فیزیکی.

مرزگذاری و نه گفتن به موقع هم راهکار بعدی است. باید بدانی که نه گفتن و مرزگذاری به معنی بی‌احترامی نیست و قرار نیست همه را از خود راضی و خشنود نگه داری. تو باید تمرین کنی در زمان لزوم “الان نمی‌تونم” را استفاده کنی و به زبان بیاوری تا از مرزهای خودت محافظت کنی.

در نهایت یکی از سودمندترین راهکارها کمک خواستن است. بسیاری از افراد گمان می‌کنند کمک خواستن به معنی ضعیف بودن است و این از همان باورهایی است که باید طبق راهکار اول جایگزین شود. در راستای این راهکار، می‌توانی بخشی از مسئولیت‌ها را با همسرت تقسیم کنی، از افراد خانواده کمک بگیری یا گاهی برخی کارها را به دیگران واسپاری کنی.

جمع‌بندی

در این مقاله به بررسی باورهای اشتباهی پرداختیم که با دادن احساس گناه باعث می‌شوند مادران و زنان از خودمراقبتی فاصله بگیرند. بسیاری از مادران اگرچه خودمراقبتی را کاری بی‌اهمیت نمی‌دانند اما به دلیل باورهایی که سالهاست در ذهنشان نهادینه شده از این کار اجتناب می‌کنند. به همین دلیل تلاش کردیم با ارائه راهکارهایی این باورها را تغییر دهیم. البته این نکته را فراموش نکنید که بسیاری از این باورها قدمتی به اندازه عمر ما دارند و به همین سادگی‌ها قابل تغییر نیستند اما با تمرین و انجام راهکارهای بخش قبل قطعا می‌توان این کار را عملی نمود.


در پایان، به عنوان اقدام، یکی از همین باورهای قدیمی درباره خودمراقبتی را پیدا کن و تلاش کن با راهکارهای داده شده به تدریج آن را تغییر دهی.

author-avatar

درباره فرزانه بخشی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *